شبِ يلدا


        بسیاری از هم سن و سالان من بر که می گردند و به گذشته زندگی خود می نگردند به بسیاری از چیزهایی که دیده اند و دیگر شاهد آنها نیستند تإسف می خورند. شب یلدا برای من پر است از این دست خاطره ها. آن دوران یاد آور دنیایی پر از زیبایی های کودکی است چه در روستا و يا در شهر. آن روزها کسانی که از ده به شهر آمده بودند هنوز زندگیشان رنگ و بوی ده را داشت. هنوز سنن و آداب باارزش روستا با خدنگ زهرآگین بعضی تکلف ها و مصلحت های شهری نشانه نرفته بود. هنوز همولایتی های به شهر آمده احساس نیاز عجیبی به هم داشتند.مثل طفل گم شده ای بودند که در به در به دنبال دستی مهربان و کلامی مادرانه می گردد تا احساس تنهایی و در به دریش را کاهش دهد...

       *یلدا یا شب چله در روستا بهانه ای دیگر بود برای شب نشینی با رنگ و بو و هيبت و شكلي روستايي. دریچه ای به دنیایی پر از خنده های از ته دل و صادقانه.پر از صداقت و یکرنگی های شفاف بسان زلالی آب، و گذران شبی که قیرگون بود و طولانی و سرد،  در كنار جمعي يك دل و شاد و در كنار شعله های هیزم داخل بخاری كه همه اين ها می توانست غلبه ای آشکارباشد بر آن تاریکی و سرما...

     شبی که فانوس به دست به دنبال پدر و مادر از کوچه های تنگ و تاریک ده، راه خانه پدر بزرگ را پیش می گرفتیم. به اشتیاق نشستن در پای صدای نی دایی و قصه هایی که از زبان این یا آن بیان می شد. به اشتیاق شکستن و جویدن تخمه و خوردن چیز هایی که بیشتر به چشم بندی می مانست. یعنی دیدن و خوردن انار و خیاری(خربزه) که می بایست در تابستان دیده مي شد  نه در  زمستان و فصل سرما و برف!!!!

     شب هایی که در اتاقی کوچک اما به وسعت بی کران صداقت بزرگ. اتاقی به اندازه بزرگی بی پایان مهر و محبت که می تراوید چون آب،چون مهتاب...اتاقی که در آن، گرمیِ دل ها بر گرمی هیزم اجاقش افزون بود. اتاقی که ما درآن فضا چه بی تاب به دستان پدر بزرگ و مادر بزرگ می نگریستیم که چیز تازه ای را غافلگیرانه به میان اتاق بگزارند تا ما را به خود مشغول سازد. اتاقی که در آن می نشستیم و سرا پا گوش می شدیم به قصه و داستانی که گاه از آن به قدر حتی چند واژه بیشتر عایدمان نمی شد و تا بیاییم و به فکر بیفتیم که بدانیم چه گفتند داستانی و خاطره ای دیگر نو می شد. گاه در تاریك روشن اتاق به بازی می پرداختیم. یا در میان دود هیزمی که برای گرمی و روشنی اتاق در میان اجاق نهاده شده بود از میان پلک های نیمه باز و پر اشک مان فضای اتاق را وارسی می کردیم .

     شبی که می دیدیم پدر بزرگ از اتاق بیرون می زد و در بازگشت در دستانش خیاری (خربزه)بود که گاه در چندماه گذشته بارها در کاهدانی جلو چشمان حریص کودکانه مان زیر و رویش کرده بود تا نپوسد و سالم بماند برای شب چله. و شبی که مادر بزرگ انارهای پوست خشکیده ی دانه پر آبی را به میان اتاق می گذاشت تا حاضرین بشکنند و نوش جان کنند، در کنار تخمه های کدو و آفتاب گردان(جِنوو) و مغز بادام و پسته. و همه حاضرین، چه با لذت از این میوه های تابستانه می خوردند در فصل سرما که در صحرا و باغ نه میوه ای بود و نه صیفی.

     شبی که ما کودکان خانواده، درمیانه ی خواب، سر که از زانوی مادر بر می داشتیم هنوز صدای دو بیتی های دایی و نی او بود که گوشنواز می شد...

     با آرزوی شبی خوش و سلامتی و شادابی برای شما همولایتی های عزیز...

كيميايِ آب در قناتِ "دهنو"


اين سال و روزها آب در زادگاه ما حُكم كيميا را پيدا كرده، بالاخص در آبادي
عكس از: الف- محمودي كهن
        اين سالها، آب در زادگاه ما حُكم كيميا را پيدا كرده، بالاخص در آبادي "دهنو" كه از همان قديم الايام هم آبي نه چندان زياد از دهانه ي قناتش جاري مي شد و به آرامي راه مي افتاد تا برسد به استخر و بالاخره در جوي و پاي درخت يا گياهي. اين روزها كه اين آب اندك، شده باريكه اي نا توان از آبي كه با اندك رمق خود به سختي مي تواند خود را به استخر برساند. نگراني از خشكيده شدن اين قنات بيشتر شده است.  اين سال ها بسياري از درختان اين آبادي خشك و زمين هاي آن نيز باير شده است. اميد كه امسال بارندگي در اين خطه آنقدر باشد كه سهمي هم به اين قنات برسد...

برگزاري شام غريبان روستاي كهن در محرم 92

      

كربلا و شام غريبان:

شايد زمان برگزاري شام غريبان در روستاي كهن، همزمان بوده باشد با زماني كه بازماندگان قيام امام حسين(ع) به اسارت در آمدند و آنها را مهياي كوچاندن به كوفه مي كردند. بازماندگاني كه غريب و تنها و در ميانه ي عربده هاي مستانه ي مغرورانِ به ظاهر پيروز، با چشماني گريان و حيرت زده با دلي اندوهگين و غمبار در آن سوي خيمه هاي سوخته ايستاده در ميان بيابان تفتيده كربلا نظاره گر بدن هاي بي سر عزيزانشان بودند كه قومي جفاكار و غدار بر آنها اسب مي تازاندند.

     در واپسين ساعاتِ روز عاشورا، خورشيد خسته و خميده و خونين و شرمگين به افق مي نشست و شبي قير گون و وهمناك در راه بود. شبي سهمگين در تنهايي و اندوهي بي پايان براي بازماندگاني خونين جگر كه به اسيري گرفته شده بودند. اين كاروان آزادگي و سر بلندي كه در عين به اسارت دشمن در آمدن آزادگاني سر بلند و افتخار آفرين تاريخ بودند.  اسيراني در اين شب و شب هاي در پيش رو كه سنگين تر مي شدند و پُربارتر . شبي كه مي بايست اسيران در سوگ عزيزان شهيد شده بمانند اما اين را هم بر آنان دريغ مي كردند و حال مي بايست شاهد ناملايمات بي پايان باشند. شبي تنها و در غربتي چركين ماندن. غربت از اين دست خود گفتني هاي بي پاياني دارد!!!!!...........

برگزاري شام غريبان در روستاي كهن:

     نزديك به يك ساعت به غروب مانده مردم روستاي كهن با گرد آمدن در مسجد روستا در حالي كه به سينه زني و نوحه خواني مي پردازند بخشي از روستا را پياده طي مي كنند. در ميانه راه، متوقف شده و به نوحه خواني و سينه زني و جوش زني مي پردازند. سپس در حالي كه عزاداران به دو دسته تقسيم شده اند در حين حركت و راه رفتن به نوبت بر زمين مي نشينند و در حالي كه دست راست را بر سر گذاشته اند اين نوحه را مي خوانند:

    حركت عزاداران تا رسيدن به مسجد ادامه مي يابد.  زمان برگشت به مسجد همزمان با تاريكي شب مي شود. چراغ هاي صحن مسجد تماما" خاموش مي شود و شبستان مسجد(بخش داخلي) با اندك كور سويي روشن مي ماند. اين تاريكي احساس غمي سنگين را در فضا مي گستراند. پس از برگزاري نماز مردم در همين نور كم به نوحه خواني وسينه زني مي پردازند و تنها هنگام صرف شام روشنايي تقريبا" كامل مي شود. مردم پس از صرف شام با يكديگر خداحافظي نموده و مراسم دهه اول محرم به اين شكل به پايان مي رسد.


دانلود فيلم كوتاهي از شام غريبان روستاي كهن1

دانلود فيلم كوتاهي از شام غريبان روستاي كهن2

دانلود فيلم كوتاهي از شام غريبان روستاي كهن3

دانلود فيلم جوش زني شام غريبان روستاي كهن4

نقش و جايگاه مراسم مذهبي در ايجاد پيوند مردمِ روستا


مقدمه:

      عوامل گسست و پيوست هاي اجتماعي در جوامع انساني از چنان تنوع متغيري بر خوردارند كه نمي توان آنها را فقط در چند مورد خاص طبقه بندي نمود. عملكرد عوامل گسست آفرين از حوزه شخصي و فردي فراتر رفته و گاه به عنوان عوامل باز دارنده در زندگي يك جامعه نقش بازي مي نمايد. به همان ميزان كه عوامل پيوند و پيوستگي مي توانند نقش مثبتي در فرايند زندگي انسان بازي نمايند عوامل گسست آفرين نيز نقش مخرب و باز دارنده اي ايفا مي نمايند.

     عواملي نظير پيوندهاي خوني، نسبي، قومي، زباني، اعتقادي، مِلكي و زادگاهي تا آنجا كه با شائبه هاي تعصب آلود همراه نشوند مي توانند در آباداني و عمران و توليد نقش مثبت و مؤثري داشته باشند. در اين ميان اعتقادات مذهبي، باورهاي ملي- قومي، زباني و... با دارا بودن پتانسيل بسيار قوي در طول تاريخ در دو سوي مثبت و منفي توانسته اند نقش بازي نمايند. آنجا كه اعتقادات مذهبي جداي از تعصبات شخصي و قومي توانسته پا به عرصه اجتماعي بگذارد و ضمن گرد آوري مردم به دور هم از رهنمود و هدايت درست و صحيح نيز برخوردار شده است. توانسته در ايجاد روابط انساني و پيوند و همبستگي مردم و ايجاد زمينه هاي فعاليت و رشد اجتماعي، نقشي مثبت و شايان توجه داشته باشد.

نقش و پيشينه مراسم مذهبي در انسجام مردمي:

     اعتقادات مذهبي در پويش فكري- ايماني انسانها از گذشته اي نامعلوم تا كنون چنان توان ونيروي بالقوه اي را در خود نهفته داشته و دارند كه موفق به حركت هاي اجتماعي نيرومندي شده اند. شيعيان پس از ماجراي سقيفه بني ساعده و در تداوم آن، ماجراي شهادت امام علي(ع) و امام حسين(ع) با ترسيم خط مشي و اصول فكري و اعتقادي خود زمينه هاي پيوندِ بس قابل توجهي را براي خود در اقصا نقاط عالم فراهم ساختند. علاقمندي مبتني بر اعتقادات ديني به پشتوانه قرآن و احاديث و روايات توانسته است پتانسيل قوي اي را در شيعيان بوجود آورد. اين توانمندي بي آن كه نياز چنداني به تبليغات خاص داشته باشد در هر سالگرد شهادت (19 تا 21 رمضان و دهه اول ماه محرم بويژه تاسوعا و عاشورا) به نحو چشمگير و حيرت آوري موفق به تجميع آحاد مردم در تكايا و مساجد و حسينه ها مي گردد.

     اين گرد هم آيي اعتقادي متناسب با شرايط و موقعيت هاي اجتماعي و فرهنگي در جامعه نقش بازي مي نمايد. در جامعه روستايي كه درگذشته اي نه چندان دور مناسبات اجتماعي(اعم از روابط اخلاقي – اجتماعي و اقتصادي) تقريبا" به صورت بسته و محدود عمل مي نمود. مناسبت هاي عزاداري ماه محرم مي توانست به عنوان موقعيتي بسيار مناسب به منظور طرح و يا اقدام عملي و بسيج مردم جهت انجام كاري بايسته و لازم نقش داشته باشد. رفع خصومت ها، احياء و لايروبي قنوات ، تقسيم آب، جاده و راه سازي و حتي روابط ارباب و رعيتي  مي توانست از اين مراسم تأثير پذير باشد و بسيج و گسيل مردم روستا به منظور انجام امور عام المنفعه از اين كانال امري اجتناب ناپذير بود.

نقش و جايگاه ماه محرم در ايجاد همكاري و همدلي مردمي:

     در شرايط فعلي كه روستائيان عموما" رو به سوي شهرها نهاده و در نتيجه روستا ها از سكنه خالي شده، اراضي قابل كشت تقريبا" باير گشته، باغات رو به خشكي نهاده و آداب و سنن بومي، زبان و لهجه هاي روستا ها رو به فراموشي گذاشته اند، دوري و پراكندگي و بيگانگي كساني كه تا همين چند سال پيش در يك محدوده جغرافيايي در مقابل يكديگر به زندگي ادامه مي دادند فراگير شده است. گرد هم آيي تقريبا" كامل مردم يك روستا در يك يا چند روزِ معين(دهه محرم- روزهاي 19 و21 ماه رمضان و...) بي آن كه فراخواني رسمي و يا حتي تشويقي لفظي در كار باشد را نمي توان به عنوان وقوع يك اتفاق ساده قلمداد نمود.

     آنچه هم اكنون پر رنگ تر از هميشه نمود بارزي در روستا در رابطه با پيوند و وابستگي(همگرايي) از خود نشان مي دهد شركت مهاجرين از روستا به روستا در روزهاي ياد شده مي باشد. اين مراجعه به روستا اگر چه كوتاه مدت و موقتي است و هدف از مشاركت نيز شركت در يك امر اعتقادي – مذهبي يا توأم با ديدارِ عمومي مي باشد. اما خود بستر بسيار مناسبي است جهت ايجاد ميثاق هاي اجتماعي. ميثاق هايي كه بر پايه آن مي توان مشاركت عمومي همولايتي ها را در زمينه هاي به عمل رساندن پتايسل هاي موجود در روستا براي ايجاد مشاغل(اتخاذ تدابيري در زمينه كشت و برداشت و فراوري هاي جانبي اين دو محصول و...) ، آموزش و توسعه فرهنگ مناسب زندگي در روستا، پيشنهاد و ارايه راهكار در خصوص رفع مشكلات موجود روستا نظير كمبود آبِ شرب و كشاورزي، بهداشت و درمان، مبارزه با آفات گياهي، و...جلب نمود. ايجاد وفاق جمعي در روستا در روزهاي تاسوعا و عاشورا كه بيشترين مراجعه ي كوچندگان از روستا به روستا را شاهد هستيم از طريق تريبون مسجد كار آساني است كه با حداقل هزينه ممكن فراهم مي شود. در هيچ يك از روزهاي ديگرِ سال امكان گردهمآيي مردم روستا با اين گستردگي كه نوعي همدلي و همسويي نيز در آنها وجود داشته باشد وجود ندارد.

     تريبون مسجد در چنين روزهايي كه پيوندهاي عاطفي و انساني پر رنگ تر از هميشه نمود مي يابد محل بسيار مناسب و مطلوبي است كه علاوه بر طرح مسايل اخلاقي و اعتقادي مردم را با مسايل و نيازهاي جدي روستا هم آشنا ساخت.  شورا و دهياري نيز مي توانند از همين تريبون در كنار برنامه هاي متنوع مذهبي، مردم را به مشاركت در حل مشكلات مبتلا به روستا فراخوانند.

    هيئت امناي مسجد نيز مي تواند همسو و همراه با شوراي اسلامي و دهياري روستا با بررسي همه جانبه مسايل و  مشكلات و نيازهاي روستا طي برنامه ريزي دقيق و درست در تمامي مناسبت هاي اين چنيني مردم را به همراهي و همكاري جهت تأمين هر چه بيشتر رفاه و آباداني روستا دعوت نمايد. كاري كه هم اكنون فقط به فراخوان مردم به همياري و كمك آنها به ساخت و ساز مسجد خلاصه مي شود... 

اكبر محمودي كهن

گزارش تصويري مراسم عزاداري ماه محرم در روستاي كهن kahn


                                                                                                         

عَلَم گرداني در روز عاشورا بر سرِ مزارِ شهدا و مردگان روستاي كهنkahn


علم گرداني بر سر مزار در روز عاشورا
عكس از: حسين دانشي كهن


         يكي از آئين هاي سنتي - مذهبي مردم روستاي كهنkahn شركت عزاداران امام حسين(ع) در روز عاشورا بر سر مزار مي باشد. در اين مراسم مردم عزادار روستا در حالي كه علم در پيشاپيش آنها در حركت است با نوحه خواني و سينه زني از مسجد روستا به سوي گورستان "تلِ پير" حركت مي كنند. عزاداران، همراه با آوردن عَلَم بر مزار كساني كه به تازگي فوت كرده اند به نوحه خواني و سينه زني مي پردازند. نوحه خوان با ذكر نام تازه در گذشته براي وي طلب آمرزش مي نمايد. سپس با ياد نام فرد - فردِ كساني كه در نزديك مزار تازه در گذشته به خاك سپرده شده اند براي آنان نيز طلب آمرزش مي نمايند. اين كار با گردش تقريبا" كامل بر تمامي گورستان پايان مي يابد.

آئین مذهبی جوش زنی روستای کهنkahn


    
  يكي از آئين هاي مذهبي روستاي كهنkahn كه در ماه محرم انجام مي گيرد، مراسم "جوش زني" است. اين مراسم بويژه در شب و روز تاسوعاي حسيني اجرا مي شود. امسال نيز طي چند مرحله اين مراسم به نحو شايسته و با شكوهي در مسجد اين روستا برگزار شد. در سال پيش (91) بررسي اجمالي اي از اين مراسم توسط اينجانب صورت گرفت كه در همين وبلاگ و سايت محترم كوهبنان منتشر شد. هنوز جاي بررسي بيشتري در مورد اين مراسم باقي است كه انشاءا... در آينده انجام خواهد شد.
     علاقمندان به خواندن اين بررسي و ديدن فيلم هاي جوش زني روستاي كهن را به لينك زير ارجاع مي دهم:

اینجا کلیک کنید(لینک مستقیم مراسم جوش زنی روستای کهن در محرم سال 91)