تبریک سال نو

سال نو بر همه همولایتی های عزیر مبارک.
به امید سالی سرشار از تندرستی، شادی و برکت.

سال نو بر همه همولایتی های عزیر مبارک.
به امید سالی سرشار از تندرستی، شادی و برکت.

مرگ تقدیر ناگزیری است بسته بر وجود آدمی. آرزوی زندگی طولانی و جاودانگی از آغاز که انسان خود را شناخت با او همراه بوده و چون به تجربه آموخته که این خواست دست نایافتنی است به افسانه پناه برده است. افسانه ها و اسطوره هایی از عمر دراز، آمیخته با حسرت و آه و افسوس که بر ساخته آدمی است و نشان از آرزومندی او به عمر جاودانه...
اما زندگی خود چیست که آدمی (فقیر و غنی، ضعیف و قوی، بدبخت و خوشبخت) را چنان به خود دلبسته و شیفته می سازد که دل کندن از آن (جز آنچه در اوج هیجانات روحی و احساسی اتفاق می افتد و یا آنچه در حوزه عرفان می شناسیم که این ها از مقولاتی دیگرند) برای آدمی سخت و سنگین می آید.
آدمیان به این سرای پر زرق و برق می آیند و می روند. در این زاده شده و مردن آنچه آدمی را از موجودات دیگر متمایز می سازد موجودیت او بعنوان یک انسان و تأثیر و تأثرات او بر زندگی خود و دیگران است.
آدمهایی می آیند و می روند بی آن که حتی خود را بشناسند، تنها سایه ای در آمد و رفت خورشید وبس.. آدمهایی نیز زاده می شوند تا خود را بشناسند و دیگران را. تا به گونه ای زندگی کنند که تصویر نیکی هایشان در جای جای زندگی مردم و محیط حک شود. اینان به میزان آگاهی و توان خویش رسالتی بر دوش می گیرند تا خیمه گاه حیات دیگران را بر افرازند و بفروزند و گرمی بخشند. اینان کسانی اند که حافظه و ذهن چند نسل را با یاد و خاطره خود پُر می کنند. آثار وجودی آنها با هر واقعه و حادثه ای در هر نشست و محفلی حضور عینی دارد. رد پای خاطره آنها پاک نشدنی است و ماندگار. اینان بودشان در تمامی زوایای زندگی مردم محیط شان جاری است و نبودشان بس دردناک و تأسف بار.
بی تردید مرحوم مرتضایی از این دست آدمهایی بود که حضور دائمی او در ذهن روستا و مردمش نقش همیشگی خورده است. او خود را شناخت. دایره زندگی را چنان تعریف کرده بود که در این گوشه ی دور افتاده آبرومندانه زندگی کند و جلال زندگی خود و دیگران باشد. او که خود پیری از معدود پیران باقیمانده ی روستا محسوب می شد به دور از دغدغه و هیاهوی زندگی و چند وچون مال و منال بر مسند بزرگی ذکر ائمه اطهار و روضه خوانی اهلبیت تکیه زده و بدان بسنده کرده بود و سالیان سال بر سفره ای پر برکت از معنویتی بی پایان نشسته بود و دیگران را نیز از آن بهره مند می ساخت. این است که در هر روضه خوانی ای که از این پس در این روستا برگزار می شود جای خالی او و صدای گیرا و گرم او خالی خواهد بود. او و سید بزرگوار آقای هاشمی دو ستون پایداری بر رونق تمامی مجالس روضه خوانی روستا بودند. اکنون در نبود آن مرحوم بار مسئولیت آقای هاشمی بیشتر و بیشتر خواهد شد.آرزوی سلامتی عاجل و توانمندی بیشتر برای آقای هاشمی را داریم.
پژواک صدای رسا و گیرا، تصویر زنده و حرکت پرشتاب و چهره مصمم و جدی مرحوم مرتضایی برای همیشه در ذهن همه کسانی که او را می شناختند ماندگار باقی خواهد ماند.
به هر تقدیر روح بلند مرحوم مرتضایی به پرواز در آمد از خداوند مغفرت و جایگاهی بهشتی و ملکوتی برایش خواستاریم.
روحش شاد و یادش گرامی باد.
خبر تآثر انگیز فوت آقای مرتضایی یکی از دو یادگار ِ بی بدیلِ روضه خوانِ روستایمان بی تردید برای همه کسانی که با آن مرحوم آشنایی داشتند بس دردناک و غم انگیز است.
این ضایعه اندوهناک را به پسران و دختران و همه وابستگان آن مرحوم و مردم روستای کهن تسلیت گفته و برای آن مرحوم طلب آمرزش و برای بازماندگان صبر جلیل و تندرستی آرزو می کنم.
چون زین قفس برستی در گلشن است مسکن
چون این قفس شکستی چون گوهر است مردن
چون حق تو را بخواند سوی خودت کشاند
چون جنت است رفتن چون کوثر است مردن
(مولوی، غزل 2037)
روحش شاد و یادش گرامی باد