ادامه وجه تسمیه روستای کهن
مقدمه
مراجعه به متون موجود در بین روستاییان نیازمند زمان بندی و حضور لازم در روستا و پیدا نمودن راهکارهایی در زمینه جلب اعتماد روستاییان برای در اختیار گرفتن و بررسی و مطالعه متون و مصاحبه و تهیه ی گزارش می باشد. از سوی دیگر بسیاری از متون ( قباله جات، سند های ازدواج و ...) که مربوط به افراد قدیمی روستا می شده بدلیل فوت مورد کم مهری و بی توجهی قرار گرفته و از میان رفته و یا دسترسی به آنها توسط بازماندگان به دلیل مهاجرت و پراکندگی محل زندگی آنها کار دشواری است.
بنا بر این ضمن امیدواری مبنی بر این که همکاری همولایتی های علاقمند نیز بتواند در گره گشایی کار کمک موثری باشد. تا آن زمان ناگزیر در مرحله آغازین به سراغ (( مراجعه به متون)) می رویم. مراجعه ما به لغت نامه ها، کتب تاریخی و زبانشناسی می تواند در یک بررسی مقایسه ای- تطبیقی بین معانی و شرایط مکانی روستا ما را به نتایجی برساند که بوسیله آن در نتیجه گیری نهایی کمک قابل توجهی باشد.
2- مراجعه به متون
الف. لغت نامه ها
در حوزه لغت ها حداقل با سه واژه در مورد نام گزاری روستا رو برو هستیم این سه واژه عبارتند از (( کُهَن Kohan ))، (( کَهن Kahn )) و (( کَن Kan )).به غیر از واژه اول (کُهَن Kohan ) دو واژه دیگر (کَهن Kahn و کَن Kan) بدلیل نزدیکی بسیار زیاد ادای آنها حداقل تا هنگامی که دقت خاصی از سوی شنونده و گوینده بعمل نیامده یا نوشته نشده با توجه به نوع لهجه ی موجود در روستا و دی'ر روستاهای همجوار تفاوت چندانی را همراه ندارد. اما واژه کُهَن (Kohan) به دلیل نوع ساختار بیانی آن تفاوت آشکاری را با دو واژه دیگر به همراه دارد. اما در واقع معنی لغوی هر یک از این سه واژه و همچنین از نظر ریشه یابی زبانشناسی دارای معانی متفاوتی هستند.
کُهَن(kohan):
لغت نامه دهخدا معنی واژه کُهَن (Kohan) را بنقل از دیگر لغت نامه های پیشین (فرهنک آنندراج ، ناظم الاطباو معین ) به معانی 1. مقابل نو 2. قدیم و فرسوده 3. دیرینه، قدیم مقابل نو و تازه و شخص دهخدا دریادداشت های خود به معنای: دیرینه، عتیق- عتیقه، قدیم، باستانی، مقابل نو و تازه آورده است.
همچنین در همین لغت نامه آمده: کُهَن Kohan ( اسم خاص) دهی است از دهستان کوهبنان که در بخش راور شهرستان کرمان واقع شده است- همان ده خودمان- (فرهنگ جغرافبای ایران ج8)
در خصوص قدمت و دیرینگی روستای ما هنوز اطلاعات باستانشناسی مستندی به دست نیامده است. آثار قدیمی باقی مانده که عبارتند از برج تل پیر، حمام روستا و قلعه ای که د رمیانه روستا بود و ویران شد نشان دیرینگی دوری را به همراه ندارند. آنچه در نقل قول های افراد در خصوص قدمت روستا بیان می شود همراه با مستندات قابل توجه نیست و بیشتر به روایتی داستان گونه می ماند. بنابر این تا هنگامی که مستندات عینی پیدا نشده به این روایات نمی توان استناد نمود.
کَهن(kahn):
لغت نامه مزبور در ذیل معنی واژه کَهن Kahn آورده است :کهن اسم است- قنات - امروز نیز در کرمان به همین معنی متداول است. ارجاع دهخدا به کتاب مزارات کرمان در همین رابطه تایید دیگری است بر تفاوت معنایی کُهَن Kohan" و کَهن «Kahn». ناگهان کهن ( kahn) فرود آمده و ایشان در زیر مانده اند»- مزارات کرمان ص 114. همچنین دهخدا در معنای کهنکین kahankin نوشته" به زبان محلی کرمانی بمعنی مقنی و چاخواست ، کریزکن .چاه کن.- صفحات 16572 تا 16575 لغت نامه دهخدا-
روستای ما (کهن) علاوه بر مرکزیت خود دارای دو آبادی دیگر است که عبارتند از: هندگو و ده نو. علاوه بر این دو آبادی کوچک دیگر نیز در جنوب- شرق روستا به نام های قلقل آباد و ده کوچک دیگری که اکنون در این نوشته ما به نام ده حسن رضا معرفی می کنیم. اگر چه قلقل آباد اکنون بافتی کاملاً ادغام شده در بافت روستا را به خود گرفته اما در چند دهه پیش دارای قناتی و آبی بود که درختان باغ مانند خود را مشروب می کرد. همچنین ده حسن رضا نیز دارای دو رشته قنات بود که در حال حاضر قنات اصلی آن در زیر شن و سنگ سیلاب ها دفن شده است.
آبادی هندگو؛ شکل خاصی از قنات را در خود جای داده است. به این معنی که با به هم پیوستن حداقل سه رشته قنات کوچک و یک چشمه؛ آب زراعی آن تأمین می شود. جمع چندین رشته قنات در محدوده ای کم گویایی تلاش سرسختانه بنیان گزاران این آبادی برای بیرون کشیدن آب از درون ریشه های کوهی است که بی تردید ذخیره آب قابل توجهی را در خود گنجانیده است.
قنات بزرگ و اصلی روستا که شامل چندین حلقه چاه و به طول تقریبی سه کیلومتر می باشد. آب را از دل کوه و زمین های سخت و سنگی به میانه روستا هدایت می کند.
در زبانهای کهن ایرانی چون اوستا و فارسی باستان ریشه «کن» به معنی همین کندن امروزی به کار می رفته است . با تبدیل «ن» به «ر» « کردن » نیز به معنی ساختن بسیار کاربرد داشته است. نخستین خانه هایی که بشر یا لا اقل نیاکان دور ایرانیان برای خویش ساخته اند با کندن در زمین و کندن غارهای دستکرد همراه بوده است.(فریدون جنیدی، گزارشی در مورد نام کرمان)
بیکند(bikand):
«...به گفتۀ مهرداد بهار بیکند نامی است مرکب از دو کلمۀ «بَی» مأخوذ از «بَغ» به معنای «خدا»(ص 459) و «کَنْد» به معنای «محل و مکان» پدید آمده است.
بِیْکَنْد، یا بیکند، [نام] شهری تاریخی[نیز هست] متعلق به سدههای میانه، واقع در اراضی جمهوری ازبکستان که ویرانههای آن در 35 کیلومتری جنوب غربی بخارا باقی است.
نام این شهر به گونههای مختلف چون بَنْکَنْد(ابنخردادبه، 36؛ بلاذری، 410؛ سمعانی، 1/434)، بَیْکَنْداد(ابنخلدون، 3/75)، باکند(یعقوبی، 292)، بیسکند(اصطخری، 286)، پیکِند(بارتولد، II/(1)191، پَیْکَند(زیمل، 258) و پایکِنْد(گومیلف، 115) نیز آمده است. مارکوارت در کتاب «وهرود و ارنگ1» این شهر را پَیْکَنْد نامیده، و متذکر شده است که نام مذکور از نام قدیم «پت ـ کند2» پدید آمده، که به معنای شهر شاهان است.»(به نقل از: دایره المعارف بزرگ اسلام جلد 13 ص 441)
واژه کنت پهلوی به معنی شهر از جمله در سمرکنت که کم کم به گونه سمرقند باقی مانده است در تورانی با تخفیف «ت» به «دال» به گونه «کند» به معنی ده یا روستا روایی دارد.( فریدون جنیدی: گزارشی در مورد نام کرمان)
نتیجه گیری:
(ادامه دارد)

فقط چند سالی از دوران کودکیم را در کهن گذرانده ام . اما هر بار که بسراغ خاطراتم می روم جذاب ترین و دلنشین ترین آنها را در همین چند سال کوتاه می یابم. تصویر روستایی تقریبا بزرگ با مردمانی خون گرم و پر تلاش، همیشه پس زمینه ی زیبای تمامی خاطرات من را می سازد . برای دیدن مردمش،مناظر خاطره بر انگیز "سر استخر" ، " در اشکفت"، و "هندگو"، "کمرسبل "و ... همیشه بیقرارم...