استخراج سنگ براي بهسازي رودخانه
در گزارش پيشين، ذكر شده بود در حال حاضر به دليل برودت هوا پروژه بهسازي رودخانه متوقف شده است. در گزارش دريافتي اخير با خبر شديم كه مسئولين محترم شوراي اسلامي و دهيار محترم روستا، عليرغم سرماي سخت زمستان با جديت و مصرانه پي گير ادامه و تكميل اين پروژه هستند. عكس هاي ارسالي به خوبي گواه اين موضوع مي باشند. با آرزوي سلامتي و موفقيت روز افزون همه دوستاني كه دست اندر كار اين پروژه هستند به همه آنها صميمانه خسته نباشيد و خدا قوت مي گوييم.
از آقاي مهندس ايزدي نيز به دليل فعاليت هاي راهبردي و ارايه و پي گيري هايشان در انجام چنين اقدامات عمراني براي روستا تشكر ويژه داريم.
عكس هاي ارسال از: آقاي مهندس ايزدي- محسن
بارش برف در روستای کهنkahn
خبر مسرت بخشی بود هنگامی که از آنسوی خط شنیدم در شب سه شنبه همین هفته (92/1017) برف، نه تنها زمین روستایمان را سفید پوش کرده، بلکه به قول خودمان گفتنی " به قدر یک پوتین برف بر زمین تشنه روستایمان نشسته است." این خبر را همه ما به فال نیک می گیریم. اگر چه می دانیم که تحمل سرمای زمستان کار ساده ای نیست و حتما" ساکنین روستا از این بابت متحمل سختی خواهند شد.
آرزو می کنیم که انشاء... سال پیش رو سالی با بارندگی زیاد و با برکت باشد. چشمه های کم آب یا خشکیده دو باره جوشان شوند و جویبارها پُر آب گردند و آبادی روستایمان بیشتر...
در انتظار دریافت تصاویری از این برف زیبا از سوی همولایتی های عزیز هستم تا به محض دریافت در وبلاگ قرار دهم.
پروژه بهسازی رودخانه
تصاویر و نوشته این گزارش توسط آقای مهندس محسن ایزدی تهیه و برای وبلاگ ارسال شده است. این وبلاگ وظیفه خود می داند در همین جا از تلاش های ارزشمند ایشان در رابطه با عمران و آبادانی روستا تشکر نموده و همچنین از تلاش ها و خوش فکری اعضای جدید شورای اسلامی روستا و همچنین دهیار محترم نیز قدردانی نماید. امیدواریم در آینده شاهد دستاوردهای بیشتر و ارزشمند این عزیزان برای روستا باشیم. بی تردید این گونه فعالیت ها و اقدامات در روستا و یاد مردم آن ماندگار خواهد شد. امید که همولایتی ها حداقل با تشویق ها و خسته نباشید گفتن های خود، این عزیران را نسبت به فعالیت های شان دلگرم و امیدوارتر سازند.
این وبلاگ بنا به وظیفه و متناسب با توان خود آماده همکاری با این دوستان می باشد و دستانشان را به گرمی می فشارد و به تمامی عزیزان خسته نباشید می گوید: خدا قوت.......مونده نباشید......
پروژه بهسازی رودخانه(روستای کهن) با همت دهیاری و شورای روستا در حال اجرا میباشد که طرح آن توسط آقای مهندس محسن ایزدی و هماهنگی بنیاد مسکن شهرستان ارائه شده است. طرح مذکور دارای فضاهایی چند منظوره ازجمله فضای پارک خودرو به ابعاد حداقل 2.5* 6 متر که جهت نصب چادر مسافرتی و پهن کردن زیر انداز برای نشستن مسافرین و گردشگران نیزمناسب میباشد درنظر گرفته شده است. همچنین پیاده رو و محل کاشت درخت همراه با سیستم ابیاری قطره ای و سکوی سنگ فرش جهت نشستن نیز در آن تعبیه شده است. قابل ذکر است که در اجرای این طرح، به طور کامل از مصالح سنتی مثل سنگ لاشه و سنگ فرش که از کوه های اطراف روستا تهیه شده استفاده گردیده تا ماهیت روستا بهم نخورده و مصالح نوین ساختمانی چهره زیبا و بکر روستا را از بین نبرد .
این طرح در حال حاضر بدلیل برودت هوا تعطیل شده و اکنون حدود 70 درصد پیشرفت دارد و انشاالله تا ماه اینده به پایان خواهد رسید.
جا دارد از دهیار محترم آقای محمد دانشی و ریاست محترم شورا آقای اکبر ایزدی در نگرش جدیدشان به روستا و همت والایشان در اجرای این طرح ها قدر دانی گردد.
همچنین طرح هایی دیگر نیز از این قبیل به شورای فنی شهرستان ارائه نموده ایم که در صورت تصویب و تأمین بودجه آن اقدام خواهد شد تا با تکمیل آنها این روستای بکر و دست نخورده را به قطب گردشگری در منطقه مبدل نماییم و در این راستا دست همگان و تمامی هم ولایتی های عزیز را که میتوانند با نقطه نظرات مثبت شان یاری مان نمایندرا می فشاریم.
ما و طبيعت و ميراث هاي فرهنگي روستايمان(دلنوشته)
هرگز به این اين موضوع فکر کرده ایم که اگر از ما خواسته شود تا سندی معتبر و قوی در قبال ادعایمان مبنی بر قدمت محل زندگی مان عرضه کنیم باید به چه چیزی استناد کنیم؟ به اسناد مِلکی؟ قبالجات ازدواج و طلاق؟ یا هر دستوشته ای که بر روی کاغذ درج شده باشد؟ یا، نه به درختان کهنسال و دیرینه؟ یا منازل و مراکز عمومی از قبیل مسجد، حمام، قلعه و برج؟ يا به افسانه ها و نقل قول هايي كه پايه اي علمي ندارند متوسل خواهيم شد؟ راستي به چه چيزي استناد خواهيم كرد؟
یک قباله، یک درخت، یک اثر معماری، یک شعر و حتی یک قصه، يك لالایی و یک داستان شفاهی، هر یک به نوبه خود توانایی معرفی و موجودیتِ بخشي از تاريخ و فرهنگ يك جامعه ي روستایي را می توانند داشته باشند. اما بیایم و خوب نگاه کنیم ببينيم به كدام يك از اين ها كه بر شمرديم بها داده ایم و آيا تا كنون به هر یک از این آثار با نگاه يك ارزش انساني نگريسته ايم؟ با قصه ها و لالایی هایِ شیرینِ مادر بزرگان چه بر خوردی کرده ایم؟ چه بسیار سیاهه ها، شناسنامه های اولیه، قبالجات مختلفي که از سوي ما با بی اهمیتی روبرو شده و نابود شده اند. چه آسان و راحت به هنگام تخریب خانه هایی که آثاری از معماری قابل توجه در روستایمان را به همراه داشتند چشم بستیم و گفتیم که "ای بابا چه ارزشی دارند چهار تا خشت و سنگ و یک مشت خاک"؟!!!!
موقعی که کُلنگ به دست گرفتیم و به تخريب در و ديوارِ مسجد کوچک و بزرگ پرداختيم هر گز فکر نمی کردیم که این دو مسجد می توانند به آسانی بیانگر قدمت روستایمان باشند. اگر حداقل گوشه اي ازيك صفه یا دیواری از آن باقی می ماند مي توانست برگي ارزشمند از شناسنامه روستايمان را نشان دهد. وقتي كه جوانان روستایمان در چهل پنجاه سال پیش، با شور و علاقه، به جان تخریب قلعه ارزشمند ميان روستا افتادند تا از بركت سنگ های برج و دیوار آن، دیوار های مدرسه را بالا ببرند هر گز فکر نمی کردند که ورقی از شناسنامه روستا را نابود می کنند!!! روزی که یغماگران شبانه به جان برج تل پیر افتادند بی آن که شرمی از قداست و حرمت پیر مدفون در برج نمایند. خاک آن پير را طماعانه به توبره کشیدند. فقط تأسف خوردیم و لب گزیدیم که از پیر هم شرم نکردند و بودند کسانی هم که به گونه ای دیگر می اندیشیدند!! کسانی که با خود کلنجاری مغبونانه داشتند که مثلا": "ما چقدر اُمل بودیم که گنجی در بیخ گوشمان نهان بود و دیگران از راهی دور یا نزدیک آمدند و بردند ولی سر ما بی کلاه ماند"!!!!! اما هر گز فکر نکردیم که یک برگ دیگر از شناسنامه روستایمان کنده و به باد داده شد.
در زلزله سال66 که لرزه در تمامی اركان ساختار سكونت گاه هاي روستا افتاد. برجِ تل پیر هم مانند ديگر ساختمان ها بطور جدی آسیب دید. از آن زمان تا كنون هر گز به طور جدي به این صرافت نیافتاده ایم که راهی بیابیم برای دوباره بر پا کردن اين بناي تاريخي- فرهنگي روستايمان. بنایی که به نوبه خود هم ارزش تاریخی دارد و هم معماری.
درخت چنار سر استخر روستا که قدمتی نامعلوم اما به یقین دیرینه دارد را سخاوتمندانه به مجریان طرح هادی سپرديم که بر گُرده ي آن یادگاری نصب نمایند. به گونه اي كه اين درخت ديگر حتي نمي تواند در وزش باد هم به اين يا آن سوي حركت كند. ای کاش مسؤولین محترم طرح هادي با نگاه محيط زيستي هم به كارهاي خود نگاه مي كردند و در اين روستا با درخت چنار اين گونه جفا نمي كردند. زیرا با این کار خود هم به درخت و هم به کار ارزشمند عمرانی خود لطمه وارد کرده اند.
حمام روستايمان با همه سادگي خود دارای معماری بسیار قابل توجهی است. اگر چه بخش هايي از آن در زير نگاه مرمت گران شهري به منظور شهري كردن حمام ازبين برده شده ولي هنوز تصوير ذهنيِ اوليه آن براي خيلي از همولايتي ها قابل پياده كردن است. تا زمانی که هنوز با حمام های خانگی به سبك و سياق شهر آشنا نشده بودیم و تنها در همين حمام چرک تن فرو می ریختیم و مطهر می شدیم. نگران برف و باراني كه بر بام آن مي نشست بوديم. اما به محض آن كه احساس بی نیازی به آن به ما دست داد، ناجوانمردانه فراموشش کرديم. رهايش كرده ايم تا زباله داني شود و در و ديوارش بر روي هم فرو ريزند و باز هم اين جا و آن جا بگوييم كه روستاي ما يكي از روستاهاي بسيار قديمي است. كسي نيست از ما بپرسد آخر به چه دليلي و با چه اسنادي اين سخن را مي گوئيم؟!!!
جويبارهاي طبيعي و زيباي قديمي "كهن" و "هندگو" را به نابدانهاي سيماني پُر ضرر مبدل ساختيم و به واسطه ي آن درختان حاشیه جوی ها را ناآگاهانه و دردمندانه خشكانديم. بي آن كه به اين صرافت بيفتيم كه اگر روستايمان آب و هوايي خوش داشت يك دليل اساسي آن، وجودِ همين درختانِ در هم تنيده توت و سنجدي بود كه سايه بر جوي، راه و صحرا مي انداختند و نمي گذاشتند رطوبتِ جوي و باغ و صحرا را گرمايِ سوزانِ تابستان بمكد و باعث مي شدند هوا طراوت و خنكي هميشگي خود را داشته باشد. اكنون پس از خشك شدن آن همه درخت قديمي و پُر شاخ و برگ بايد به فكر درخت كاري بيفتيم كه شايد سال ها بگذرد تا روزي نسل هاي آينده بتوانند شاهد سرسبزي گذشته روستايمان باشند!!! شاخه هاي انتهايي بسياري از درختان روستا در اين چند ساله ي كم آبي خشك شده و اكنون نه تنها منظره نا خوشايندي به درختان داده بلكه از نظر بهبود بخشي درختان نيز ضروري است اين شاخه هاي خشك بريده و شاخه هاي سبز را نجات داد. اميد با خوش فكري و همكاري با شوراي روستايمان فكري اساسي براي بسياري از اين دست مشكلات روستايمان بكنيم...........
یری
ساخت و راه اندازي سرويس نظافت مردانه و زنانه مسجد
يكي از نياز هاي مبرم مسجد روستا، داشتن سرويس مناسب و در خُور و شايسته بود كه آن هم به همت مردم و هيئت امناي مسجد ساخته و در همان ابتداي ماه محرم راه اندازي شد. اين سرويس كه داراي دو بخش مردانه و زنانه مي باشد با استفاده از مصالح مناسب و امكانات لازم از جمله نصب دوش حمام ساخته شده است. جا دارد ضمن تشكر از آقاي مهندس ايزدي از ديگر كساني هم كه در ساخت اين سرويس تلاش نموده اند تشكر و قدرداني شود.
نصب دَكَلِ مخابراتي جديد
نقش و اهميت وسايل ارتباطي اعم از راه ها، ناوگان وسايل تردد اعم از ماشين، قطار، هواپيما،وسايل مخابراتي نظير تلفن، تلفن همراه و... رسانه هاي جمعي مانند راديو، تلويزيون و... در زندگي روز مره انسانها، در اين عصر انكار ناپذير است. عدم حضور هر يك از اين ابزارها در عصر حاضر به نوعي يعني اختلال در امر زندگي. روزگاري نه چندان دور تنها وجود يك وسيله نقليه آن هم در هفته يا ماه شايد كفاف زندگي حتي شهرك ها را هم مي داد. اما امروز عدم وجود هر يك از وسايل فوق نارسايي جدي در امر زندگي و معيشت را بوجود مي آورد. به گونه اي كه تلفن نيز به عنوان يكي از ابزارهاي حياتي حتي در روستا در آمده است. نه از اين رو كه حتما" فرد ساكن در روستا به آن نياز داشته باشد. بلكه شايد به دليل نياز وابستگان فرد روستايي باشد كه ساكن شهر مي باشند.
مردم روستاي كهنkahn نيز از چندين سال گذشته از بابت عدم آنتن دهي مناسب تلفن هاي ثابت و همراه دچار مشكل هستند. نصب و انشاءا... راه اندازي دكل جديد بتواند اين مشكل را رفع و باعث بر طرف شدن دغدغه مردم شود.
جا دارد از كليه دست اندركاران و مسؤلين محترمي كه در اين رابطه قبول زحمت نموده اند تشكر نمود و برايشان آرزوي توفيق و سلامتي كرد.
پايدار باشي و ماندگار اي درخت...





فقط چند سالی از دوران کودکیم را در کهن گذرانده ام . اما هر بار که بسراغ خاطراتم می روم جذاب ترین و دلنشین ترین آنها را در همین چند سال کوتاه می یابم. تصویر روستایی تقریبا بزرگ با مردمانی خون گرم و پر تلاش، همیشه پس زمینه ی زیبای تمامی خاطرات من را می سازد . برای دیدن مردمش،مناظر خاطره بر انگیز "سر استخر" ، " در اشکفت"، و "هندگو"، "کمرسبل "و ... همیشه بیقرارم...