بیکند(bikand)

     نوعی معماری شبیه آنچه در روستای میمند ساخته شده در روستای کهن وجود دارد که می توان آنرا در ردیف نوعی از  معمار ی صخره ای تلقی نمود. این نوع معماری که در روستا به "بیکند" معروف است در دامنه تپه ایجاد می شود. نوع جنس تپه مورد استفاده با خاک کاملا متفاوت بوده که احتمالا مواد آن از گدازه های آتشفشانی ای تشکیل شده که در طی قرون متمادی برروی هم انباشته و بتدریج فشرده شده اند . میزان سهولت یا سختی این مواد رابطه مستقیمی با جنس و فشردگی آن دارد .

    مردم روستای کهن در گذشته ای نامعلوم مبادرت به ساخت این نوع از معماری نموده اند. نخستین خانه هایی که بیشتر یا لااقل نیاکان دور ایرانیان برای خود ساخته اند با کندن زمین یا غارهایی از این دست بوده است . این نوع معماری از ویژگی های خاص خود بر خوردار بوده که مهمترین آن عدم نیاز به استفاد از مصالح خارجی برای ایجاد آن بوده است . یعنی فضای مورد نظر مصالح اصلی خود را از درون خود بوجود آورده و سازنده  با جدا کردن و بیرون آوردن سنگ و مواد مخلوط اضافی  از  درون تپه فضای مطلوب خود رامی ساخته است.

      دیگر این که در فضای داخلی امکان ساخت اتاق های متعدد - تاقچه - محل نگهداری ابزار کار - محل نگهداری دام و... به آسانی در اختیار سازنده بوده است .دراین روستا علاوه بر چندین  بیکندکوچک وبزرگ که مخصوص نگهداری احشام ایجاد شده  حداقل دو بیکند دیگر که بمنظور سکونت ساخته شده نیز وجود دارد . بیکندهای مزبور دارای تمامی امکانات خانه های مسکونی از جمله بخاری دیوار بوده است. از این دست بیکندها می توان از بیکند «غلامرضا یوسف» و بیکند «ملکی ها» نام برد. از میان بیکند های دیگری که برای نگهداری احشام ساخته شده است باید از بیکند «بیدانی ها» که هم اکنون نیز مورد استفاده قرار میگیرد نام برد . 

وجه تسميه بيكند «bikand» يا (بيكن (bikan):

      بيكند از دوجزء تشكيل شده است .

     جزءاول = بي «bi »همان است كه در وازه بيستون نيز بكار رفته از ريشه فارسي باستان «baga» به معني «خدا» . تحول آن به اين شكل است:

 « Baga »به معني خدا در فارسي ميانه به « bay » و سپس به «bi»  تبديل شده است . مانند كاربرد آن در بيدخت و بيستون.

« Baga »به معني خدا در پهلوي اشكاني به « bag »  « بغ » تبديل شده است . مانند كاربرد آن در كلمات بغداد

      جزء دوم= « kand » (بيكن )از ريشه « kar »است به معني ساختن ،آبادكردن و بناكردن. از اين ريشه«كرد» را داريم. همچنين واژه «كرت»كه دركشاورزي بكار مي رود.

   جزء « kand  »همان مفهوم «آباد» را مي دهد. كه در آخر برخي از اماكن جغرافيايي ايران وجود دارد.اين جزء به شكل هاي مختلف مانند « قند» در آخر « سمرقند» و « جند » در آخر بيرجند. « كند » در آخر« تاشكند»نيز بكار رفته است.

مجموعا « bikand »(بيكن) يعني شهر خدا يا « آباد شده بوسيله خدا » يا « خدا ساخت » . _ بنقل از استاد زبان شناسي دانشگاه ( استاد حسن زاده)-

 ب : معماری جدید

     بافت معماری سنتی روستا تا اوایل دهه ی ۴۰ همپا و همراه با دیگر جلوه های فرهنگی آن ( آداب و رسوم - گویش - پوشاک و...) کاملا دست نخورده و ثابت باقی مانده بود.از اواسط این دهه به این سو اندک اندک در هجوم فرهنگ شهر و شهر نشینی اولین تغییرات در نوع پوشاک تعدادی از مردم روستا قابل مشاهده بود.در نخستین سالهای دهه ی ۵۰ دیگر بافت معماری سنتی نیز در برابر این هجوم نتوانست پایداری نماید . اولین تغییرات در طرد و کنار گذاشتن درهای چوبی خانه ها و اتاقها و جایگزین نمودن درهای آهنی خود را نشان داد .در بررسی علل و روند این تغییرات مسایل زیر حایز اهمیت هستند:

۱- مسافرت كم مردم روستا به شهر هایی نظیر بافق- یزد و ... و آشنایی با پدیده های نوین شهری

۲- مسافرت گسترده براي كار فصلي و پیدایش نقدینگی در دست روستائیان

۳- وقوع زلزله سال ۶۶ و تبعات ناشي از آن

۱-مسافرت مردم...: توضيح اين نكته را  در اينجا لازم مي داند كه تعريف ما از تغيير بافت معماري سنتي در روستا عبارت است از كنار گذاشتن يك يا چند عنصر از عناصر كالبدي و ريخت شناسي معماري است .بنابراين هنگامي كه سخن ازتغيير درمنازل در ورودي اتاق يا خانه از چوب به آهن به ميان مي آيد مشمول اين تغييرمي شود. زماني كه اين عناصر معماري ( فرم - وشكل اتاقها و خانه - مصالح و مواد مورد استفاده و...) يكي پس از ديگري جاي خود را به عناصر جديد مي دهند تغيير اساسي در معماري مورد نظر مي باشد.

       مردم اين روستا از گذشته هاي دور در اجباري دايمي اقدام به مسافرت مي كرده اند . اجبار از اين منظر كه روستايي رعيت بر روي زمين هاي اربابي كشت و كار مي كرد در يك قرارداد نوشته يا نانوشته ناگزير از انجام وظايفيبعنوان رعيت بود كه از آن جمله مي توان به تحويل محصولات باغي وزراعي به ارباب در محل زندگي وي نام برد. از سوي ديگربدليل عدم تكافوي سهمي كه روستايي از محصول زراعي عايدش مي شد براي معيشت سالانه  ناگزير به مراجعه به شهر براي قرض كردن مقداري گندم يا جو - ذرت يا ارزن و...  از ارباب براي ارتزاق خانوار خود مي شد و يا مي بايست از كار فصلي يك يا چند نفر از افراد خانواده در شهر به اين منظور استفاده نمايد.در اين آمد و شد به شهر در آن سالهاي دوري كه هنوز بافت معماري سنتي در شهرها نيز دچار تغيير نشده بود و الگوهاي شهر نشيني سنتي حفظ شده بود انگيزه خاصي را در روستائيان براي تغيير بنيان معماري روستا  بهمراه نداشت.

۲-مسافرت گسترده ...: وقوع خشكسالي و بلاياي طبيعي و غير طبيعي در بعضي از مقاطع تاريخي و بدنبال آن بروز و شيوع قحطي و بيماري و فقر در روستا بويژه جوانان را ناگزير از جستجوي راه گريزي براي نجات خود و خانواده مي انداخت . در اين راستا پيدا كردن كار در بافق و يزد و سپس در شهر هاي دورتر و بزرگتر بصورت فصلي كه گاه بشكل دايمي در مي آمد مطرح مي شد.اين موضوع در دهه ي ۴۰ و ۵۰ مردم روستا را با جلوه هاي شهر نشيني بيشتر از پيش آشنا ساخت . اين بار علاوه بر تامين مايحتاج زندگي اندكي نقدينگي در دست روستاييان باقي مي ماند ولي هنوز توان تغيير در ساختار كلي معماري را برايشان فراهم نمي ساخت . تنها امكان ساخت يك يا چند اتاق با مواد و مصالح سنتي و استفاده از درهاي آهني بجاي در هاي چوبي را به آنها مي داد.

     شروع بكار معدن ذغال سنگ پابدانا و جاذبه هاي قوي آن براي روستاييان محمل بسيار مناسبي براي شروع تغييرات اساسي در بافت كلي روستا را فراهم ساخت. نزديكي محل كار به روستا- داشتن كار دايم - حقوق ماهيانه و... مقولات جديدي بودند كه براي آنها جاذبه زيادي داشت . آسيب شناسي كار روستاييان در پابدانا در كنار مقوله مهاجرت به شهر خارج از حوصله اين نوشتار مي باشد اما اشاره به دو  پي آمد آن كه عبارتند از بي علاقگي جوانان به زراعت در روستا و ديگر روي آوردن به ساخت و ساز به روش تقريبا شهري لازم است.بهره مندي آنها از حقوق ماهيانه و تامين بخشي از مواد غذايي آنها از روستا توان فراهم نمودن مقداري نقدينگي را برايشان بوجود مي آورد كه موجبات گرايش به تبعيت از خانه سازي شهري با مصالح آجر - سيمان و گچ را بهمراه داشت. هر چند كه در بدو امر هنوز سقف ها بصورت ضربي يا گهواره اي ساخته مي شدند ولي بجاي خشت از آجر استفاده مي شد. سرعت تغيير فرم و شكل بيروني و دروني اتاقها را نيز تحت تاثير خانه هاي شهري قرار داد از جمله ايجاد پنجره در كنار درهاي آهني از اين نوع تغيير بود.

۳-وقوع زلزله سال ۶۶ ...: وقوع زلزله سال ۶۶ بمنزله آخرين تير تركش بر كالبد نيمه جان معماري سنتي روستا بود . در پي اين زلزله بود كه بنا به تشخيص كارشناسان اكثر خانه هاي روستا بدليل فرو -ريختن يا صدمه جدي غير قابل سكونت تشخيص داده شد. با بودجه اي كه از سوي دولت تامين شده بود مقرر شد در يك زمانبندي مشخص  بر روي ضلع جنوب شرقي  ده نو براي روستائيان خانه سازي شود تا با كوچ آنها به اين خانه ها به زندگي خود ادامه دهند . بدليل عدم توانايي پاسخگويي كامل  ساختمان- هاي تازه ساز شده به نيازهاي مردم روستا استقبال چنداني از  كوچ به اين منطقه و بريدن از جايگاه اصلي روستانشد.بگونه اي كه طبق آمار تا سال ۸۲ فقط ۴ خانوار به اين روستا كوچ نمودند كه اين تعداد نيمي از امور روزانه زندگيشان را هنوز در مركز روستا انجام مي دادند.

ساختمانهاي نوبنا با فرم و شكل شهري و مواد و مصالح آجر - سيمان - و گچ تقريبا مقاوم ساخته شده است . سقف ها نيز با تير آهن و آجر پوشانده شده و مسطح مي باشد.اما بدليل عدم متابعت از الگو ي ساختمان سازي مناطق گرم و خشك اين ساختمانها در تابستان گرما و در زمستان سرماي شديد را به درون مي آورد.

در حال حاضر رويكرد عموم مردم ساكن دايم روستا و مردمي كه در مقاطعي از سال به زادگاه خود مراجعه مي كنند در زمينه مسكن ساخت منازل با روش و مصالح شهري است . پرهيز از معماري سنتي در روستا عمدتا ناشي از جاذبه الگو هاي شهري و سپس عدم آشنايي با اسلوب و شيو ه هاي معماري بومي و انعطاف پذيري آن مي باشد. بديهي است مي توان با همان معماري سنتي و مناسب مناطق گرم و خشك دست به ساخت و ساز هايي زد كه علاوه بر تامين نيازهاي روستائيان با صرفه جويي بيشتر خانه سازي نمود.   

   

    ادامه در معماری روستا(بخش پنجم)